Thursday, October 27, 2005

Writed By Mr.Manson tazbaian


به علت تقاضاهاي زياد مطلبي كه براي پست جديد انتخاب كرده بودم پاك كردم و پ چيز ديگه گزاشتم



اظهارات ورگ در مورد نازي نبودن، بررسي دو اينسترومنتال، ترجمه شعـر


ورگ در مجله Ultrakill در سال 1994, قبل از انتشار آلبوم Hvis lyset tar oss است كه وتاه ازتقريباْ تمامي شركتهاي توزيع كننده, از انتشار اين آلبوم خودداري كردند. دليل آن هم مسائلي بود كه بعد از قتل اورانيموس اتفاق افتاده بود. اين آلبوم سرانجام توسط كمپاني Misanthropy Records انتشار يافت. در آن زمان اكثر محافل ورگ را شيطان پرست, نازي و حتي بيمار رواني معرفي كردند. ورگ از خود دفاع مي كند:" من از اينكه با اين بچه بلك متالهاي نروژي ابله مقايسه شوم ناراحتم. من واقعاْ دوست ندارم اين چيزها در مورد من نوشته شود. اين نوشته ها پر از اشتباه است. مثل اين مزخرفات در مورد كليساي Nidarosdomen كه مي گويند من مي خواستم آن را با ديناميت منفجر كنم. چه كسي اين مزخرفات را گفته؟ من حتي اسم اين كليسا را هم تا حال بخوبي نشنيده ام. مردم من را شيطان پرست, نژادپرست (racist) و نازي مي نامند تا به من ضربه بزنند و هواداران و توزيع كنندگان آلبومها را تحت تأثير قرار دهند. اينها همه يك بايكوت بورزوم استنباط ميشود. من نژاد پرست نيستم. من نازي نيستم. ولي من يك فاشيستم. من از نژادهاي ديگر متنفر نيستم, پس نژادپرست نيستم. من حقيقتاْ عاشق تمدن خودم, فرهنگ خودم و عاشق خودم هستم. اساساْ من يك پرستشگر Odin هستم. خداي جنگ, مرگ, خرد, جادو و شعر. اينها چيزهايي است كه من دنبالش هستم. وجود بورزوم منحصراْ براي اودين است. مرگ به معناي زندگي جاويدان در Valhalla است. "( Valhallaسالن پذيرايي اودين ـ مترجم )( نكته جالبي كه در اين مجله به آن برخوردم اين بود كه ورگ در زمان اين مصاحبه دختري 18 ماهه به نام Rebbeka داشت )
در قسمت دوم پست مي خواهم نظرات شخصي خودم را در مورد دو شاهكار اينسترومنتال بورزوم در اختيار شما بگذارم. دو شاهكاري كه هرچند زياد داراي ويژگيهاي ظاهري و كلاسيك موسيقي متال نيستند, ولي به معناي واقعي بيان كننده احساسات سياه و توهم انگيز كنت كبيرند. Illa Tidandi و Gebrechlichkeit - part 2. Gebrechlichkeit - part II, يا همان Decrepitude, به معناي ضعف و شكست, به حق نامي درخور و به جا بر اين فرياد بي كلام بورزوم است. قسمت اول اين آهنگ يك آهنگ با كلام است كه از لحاظ موسيقي شبيه همين قسمت دوم است. آهنگ با صدايي عجيب مثل برخورد قوطي هاي خالي فلز به هم كه در زير آبشاري كم آب قرار دارند شروع مي شود. اين صدا تا انتهاي آهنگ به عنوان متن ادامه دارد. از ثانيه 7 صداي تك دكمه هاي كيبورد آغاز مي شود كه با فا صله هاي 7 ثانيه اي تا ثانيه27بطور يكنواخت و بدون تغيير تكرار ميشود. از ثانيه 35 صدايي بم به اين تك دكمه ها اضافه مي شود كه اين روند تا دقيقه "1:3 بدون تغيير مي ماند. و اما از دقيقه "1:4 . . . و اما از دقيقه "1:4 است كه اين صداهاي به ظاهر بي ريتم تك دكمه ها, ريتمي عجيب به خود مي گيرد و درست در همين لحظه ي پديدار شدن ريتم كيبورد, صداي ضجه گيتار شروع ميشود. صدايي بس عجيب, ديوانه وار و خلسه آور كه فقط و فقط در آهنگهاي بورزوم بايد آن را جستجو كرد. اين صدا در زمان شروع آن يعني در دقيقه "1:4 بسيار ضعيف است و كاملاْ در متن آهنگ و به عنوان ريف به كار رفته است و ريتم را همان صداي تك ضربه هاي كيبورد تشكيل مي دهند. ولي به مرور در طول آهنگ از ريف به ريتم تبديل شده و صداي كيبورد كاملاْ نقشش را با آن عوض مي كند. چنين چيزي در هيچ آهنگي از موسيقي متال سابقه نداشته. يعني ريف و ريتم كه دو نقش ثابت در آهنگ دارند, كاملاْ جايشان را با هم عوض كنند. در زماني كاملاْ نا مشخص كه شنونده به هيچ وجه نمي تواند آن لحظه را پيدا كند, صداي كيبورد در پشت صداي لرزان, پر و فوق العاده خشن گيتار گم ميشود و تا انتهاي آهنگ جز نوايي دور, چيزي از آن به گوش نميرسد ولي تأثير آن همچنان باعث حس توهمي و خلسه اي آهنگ است. در پايان آهنگ به يكباره تمامي صداها قطع مي شود و آهنگ با همان صداي عجيب آب و فلز تمام مي شود.(نكته بسيار استادانه و خارق العاده و شايد هم كمي عجيب در هماهنگي بين نام اين آهنگ و نوع موسيقي آن اين است كه من قبلاْ كه از معناي كلمه Gebrechlichkeit آگاهي نداشتم, هر وقت احساس ضعف و شكستگي مي كردم به سراغ گوش كردن اين آهنگ مي رفتم و بعد از اطلاع از معني نام آن ديدم كه چقدر كنت كبير در انتقال دادن احساس شكستگي و ضعف, خارق العاده عمل كرده. اين آهنگ تركيبي از دو سبك Dark Ambient و Black Metal است)واما Illa Tidandi. آهنگي كه شايد ساده ترين آهنگ بورزوم به نظر بيايد ولي . . . مطمئنم براي تمام كساني كه مثل خودم مجنون احساس خلسه و توهم هستند, اين آهنگ يك آهنگ معمولي نيست. آهنگ از تكرار 11 قطعه 56 ثانيه اي تكراري تشكيل شده است. ريتم, هر 56 ثانبه يكبار, تكرار مي شود. يعني نتي كه از شروع آهنگ تا ثانيه 56 نواخته مي شود, عيناْ با دوره تناوبهاي 56 ثانيه اي تا آخر آهنگ وجود دارد. اين 56 ثانيه ديوانه وار قطعه اي پيانو است(شايد هم كيبورد) با حسي توهمي و غريب كه در آن مايه اي غمناك نهفته است. دو دوره تناوب اول با همين قطعه تمام مي شود و در شروع دوره سوم يعني درست در ثانيه 113 (دقيقه "1:53) صداي كيبوردي به متن كار اضافه مي شود كه اين صداي بم و عجيب به اضافه تكرارهاي جنون آميز پيانو مغز شنونده را مسخ مي كند. در آخرين دوره 56 ثانيه اي يعني از دقيقه "9:26 ناگهان صداي كيبورد متن قطع مي شود و آهنگ مجدداْ به حالت خشك و سرد اول كار برميگردد. از نظر طول آهنگ و تعداد تكرارهاي اين دوره تناوب هم بايد بگويم مطمئناْ انتقال حسي كه كنت قصد نفوذ دادن آن را در شنونده داشت با آهنگي كمتر از "10:27 و كمتر از 11 بار تكرار يك ريتم امكان پذير نبود و اين تعداد تكرار كاملاْ حساب شده است. مثل تكرارهاي آهنگ طولاني و البته مسحور كننده Rundtgting Av Den Transcendentale Egenhetens Stotte از آلبوم Filosofem.( هر دوي اين دو آهنگ در سبك Dark Ambient نواخته شده اند.)چون صحبت از آهنگهاي اينسترومنتال شد, قبل از نوشتن بخش ترجمه اين پست, آهنگهاي برتر دو آلبوم Daudi Baldr's و Hlidskjalf را از نظر خودم نام مي برم : Tusitos herz , Illa tidandi , Der tod Woutans , Moti ragnarokum , Der weinende hadnur Ansuzgardarawo , Frijos golden tranen , Einfuhlungsuermogen band : BURZUM song title : Decrepitude - part 1 album : 1996 - Filosofem Tears from the eyes so cold, tears from the eyes, in the grass so green. As I lie here, the burden is being lifted once and for all, once and for all Beware of the light, it may take you away, to where no evil dwells. It will take you away, for all eternity. Night is so beautiful - we need her as much as we need Day. اشك از چشماني بس سرد, بر چمني بس سبز از زماني كه من اينجا خوابيده ام, باري گران بالا رفته است, يكبار و براي همه مراقب نور باش كه ممكن است تو را به به جايي ببرد كه هيچ شري وجود ندارد نور تو را براي تمام جاودانگي مي برد شب بسيار زيباست. ما به آن همانقدر نياز داريم كه به روز.
band : BURZUM song title : Key to the gate album : 1994 - Det som engang var My eyes are shut I cannot see, though clear is thy despair I drift away - far away from places of which you seek Though I seek thy hell, you close the gate before me Your life is right, and I'm to follow to your paradise I cannot fall in love,love is for them, Lusting for the sky - Heaven Why did I come to this world of sorrow? why is this true? Where is my dagger of sacrifice I will open the gates to Hell one day چشمانم بسته است نمي توانم يأست را ببينم, هر چند واضح است من از مكانهايي كه تو مي جويي دور و سرگردان مي شوم هرچند من دوزخت را مي جويم (ولي) تو قبل از من به دروازه نزديك ميشوي زندگي تو درست است و من دنبال بهشت تو مي گردم من نمي توانم عاشق شوم, عشق براي آنهاست, شهوت ورزي به آسمان, بهشت چرا من به اين دنياي پر از اندوه آمدم؟ چرا اين حقيقت دارد؟ خنجر فداكاري من كجاست؟ روزي دروازه ها را به سوي دوزخ باز خواهم كرد . . .
band : BURZUM song title : Beholding the daughters of the firmament album : 1996 - Filosofem I wonder how winter will be, with a spring that I shall never see I wonder how night will be, with a day that I shall never see I wonder how life will be, with a light I shall never see I wonder how life will be, with a pain that lasts eternally In every night there's a different black in every night I wish that I was back to the time when I rode through the forests of old In every winter there's a different cold in every winter I feel so old, so very old as the night, so very old as the dreadful cold I wonder how life will be with a death that I shall never see I wonder why life must be a life that lasts eternally I wonder how life will be with a death that I shall never see I wonder why life must be a life that lasts eternally حيرت زده ام از اينكه چگونه زمستان, بهاري خواهد شد كه من هرگز نخواهم ديد حيرت زده ام از اينكه چگونه شب مبدل به روزي خواهد شد كه من هرگز نخواهم ديد حيرت زده ام از اينكه چگونه زندگي, نوري خواهد شد كه من هرگز نخواهم ديد حيرت زده ام از اينكه چگونه زندگي, دردي خواهد شد كه تا ابد ادامه دارد در هر شبي سياهي متفاوتي وجود دارد در هر شب آرزو مي كنم به زماني كه در ميان جنگلهاي كهن رفته بودم, برگردم در هر زمستاني سرماي متفاوتي وجود دارد در هر زمستان احساس پيري مي كنم, بسيار پير مثل شب, بسيار پير مانند سرماي سخت حيرت زده ام از اينكه چگونه زندگي, مرگي خواهد شد كه من هرگز نخواهم ديد حيرت زده ام از اينكه چرا زندگي بايد زندگي ای باشد که تا ابد ادامه يابد؟ حيرت زده ام از اينكه چگونه زندگي, مرگي خواهد شد كه من هرگز نخواهم ديد حيرت زده ام از اينكه چرا زندگي بايد زندگي ای باشد که تا ابد ادامه يابد؟
با تشکر از وب دانکلهيت
و متال كلاپ

12 Comments:

Anonymous Mr.Manson said...

salam update kardam sar bezan

10:42 AM  
Anonymous Lord Marilyn Manson ( MMDN 2) said...

dorood ghashang bood ....manam upam sar bezan Bedrood ( Kasra )

4:23 AM  
Anonymous RevenanT said...

dorood agha aali bod montezere poste baadi hastam....

1:09 PM  
Anonymous immortal said...

matlab jalebi neveshte budi khoshhalam 1 nafar beyad on faghid oftad...movafagh bashi.....new post

1:14 PM  
Anonymous Life For Death said...

سلام

حتما مطلبتو ميخونم تا يه جاييش خوندم جالب بود

من UP هستم حتما يه سر بزن و نظر بده

فعلا BYe .

8:30 AM  
Anonymous Emperor Of Metal said...

dorod - khoshhalam oon matlabe mozakhraf ro pak kardi.... injoori behtare in postet ro ham mikhonam baad nazaram ro migam

10:43 AM  
Anonymous Ellmira said...

poste mofidi bod.ye ja dige dide bodam !upam bedrood

4:46 PM  
Anonymous Life For Death said...

salam ... matlabe jalebi bod .. man say mikonam in ahanghari goosh konam .. manam asheghe ahangai hastam ke adamo too khalse mibare .. felan BYe .

1:50 PM  
Anonymous Emperor Of Metal said...

درود - امپراتور متال آپديت شد ( مصاحبه با Kerry King )

12:51 AM  
Anonymous SUICIDE said...

درود ... Suicide آپ شد .... در مورده ... در مرو بعضی از شماها ....

12:52 AM  
Anonymous SUICIDE said...

Last Update .... WWW.SUICIDE.CO.SR

12:26 AM  
Anonymous immortal said...

new post

5:06 PM  

Post a Comment

<< Home