Saturday, June 03, 2006


نامه ای از طرف من و امثال من به خدا.
قسمت اول
ای خدایی که نمیدونم کی هستی چی هستی کجا هستی دیگه تمومش کن
دیگه طاقت این همه بدبختی رو ندارم دیگه نمی تونم ظلمی که در حق
من کردی تحمل کنم و بزرگترین ضلمی که در حق من کردی این بود
که من رو به این جنگل پر از حیوان اوردی. مگه تو به من چی دادی
که باید انقدر صبر کنم مگه من ادم نیستم منم مثل بقیه اما چرا همه چیز
رو از من گرفتی؟ چرا چیزهایی که به دورو اطرافیان من دادی به من
نمیدی مگه من چی کار کردم منم وقتی به دنیا اومدم هیچ چی تو دلم نبود
اما انقد منو ذلیل کردی تا به کسافت کشیده شدم. منم می خوام راحت باشم
منم می خوام اون کسی رو که دوسش دارم باهاش باشم مثل بقیه منم
می خوام شاد باشم خوشهال باشم اما نمی تونم نمی دونم مردم دلشونو
به چه چیزی خوش کردن که انقدر از زندگی لذت میبرن به چه امیدی
انقد سگ دو می زنن تا صاحب همه چیز بشن مگه ینی صاحب شدن
مال و اموالو و ..... خوشحالی هم داره. از زندگی تو این لجن دونی
هالم به هم میخوره تحملم سر رسیده وقتی نفس می کشم احساس بدی
دارم حس می کنم گناه می کنم حس می کنم خودمو سر کار گذاشتم
چرا باید رو تن من جای چاقو تیغو سیگار باشه چرا من و امثال من
باید درد این چیزارو بکشن مگه ما همه یکسان نیستیم؟بابا منم ادمم
من حس داشتم منم به زندگی امید وار بودم منم دوست داشتم زندگی
کنم اما انقد سنگ انداختی جلو پام تا با سر رفتم تو سنگا خونی که از
سرم اومداشک هزاران نفره که قبل از من خوردن زمین. منم دوست
داشتم نزدیک ترین کسام که پدرو مادرمن دوسشون داشته باشم اما نزاشتی.
تو حتی تو مرگ هم به من شانس ندادی چرا وقتی خود کشی کردم نزاشتی
بمیرم مگه ادم تو زندگیش چند بار جرات می کنه که خودشو بکشه کار
ساده ای نیستش چرا باید خبر مرگ دوستم که فقط 19 سالش بود بشنوم
مگه چی کار کرده بود. نامرد؟ مگه تو مارو به این جا نیوردی پس چرا
ما رو وادار می کنی تا با دستای خودمون خودمونو بکشیم و از این جا بریم
دلیلی برای نفس کشیدن نمیبینم دلیلی برای خنده و شادی نمیبینم کسی رو نمیبینم
که دوست داشته باشه بخندم تو کاری کردی که بنده ی خودت که تورو می پرسته
مسلمونه گناه کار نیست بیاد بگه (من اگه خدا بودم شهر بم هرگز نمی لرزید)
چرا ارزوی مردمو بر اورده نمیکنی مگه همش چند سال زنده هستن
چیز زیادی هم ازت نمی خوان که بهشون پشت می کنی همین کارارو کردی که
من و امثال من پوچگرا شدیم. مردم الاف نیگر داشتی که چی راحتشون کن
جهنمی که میگی بهتر از اینجاست. چرا باید پسر 23 ساله که بهترین سن
رو داره وقت کارو تفریهو زندگی کردنشه خمار تو جوبای شهر انداختیشون
چرا باید خانواده ای ساده بی ازار گشنه و ارزو به دل غذا بخوابن این
تویی که با مردم بازی می کنی نه روزگار . دیگه حالمون از کارای
تکراری به هم می خوره الافی بد چیزیه هر کسی که قدرتشو داره من و امثال
من رو از این جزیره ای که دور تا دورش دیواره اسمونش سیاهه نجات بده
این نامه نیست این درد دل ماست این اتیشی هست که تو دل ما همیشه شعله وره.
چرا مردم رو مجبور میکنی تا زحمت بکشن معروف بشن خاننده بشن بیان بخونن
(ای جادوگر من تو را بر قلهی سیاه رنگی میبینم که به ما لبخند میزنی اما از درون
ما رو با چشم سیاهت نفرین می کنی) این هرفو به تو می زنن نه به ما – خوب معلومه
ما هم طرفدار این شخصیتا میشیم یک زمان ارزوم بود دنیا تاریک بشه اما الان
تاریکیه زیاد چشمامو می سوزونه ای حضرت ادم تو بودی که ما رو بیچاره کردی
تا کی باید یک مرد 64 ساله صبح ساات چهار از خواب پاشه بشینه پشت فرمون لعنتی
تو خیابونا بچرخه که تو اون افتاب سگو بزنی بیرون نمیره مسافر کشی کنه
تا ساات ده بیاد خونه پول تو جیبیه بچشو بده پول کرایه تاکسیه دخترش که می خواد
بره دانشگا بده پول جنس هایی که زنش از مغازه نسیه اورده بده بنزین بزنه و
پولا تموم بشه شب ساات دوازده دراز بکشه از درد پاهاش که چند هزار بار
کلاج گرفته خوابش نبره از خستگی ساات دو بخوابه ساات چهار یا پنج
بیدار شه روز از نو روزی از نو. مگه این جور ادما دل ندارن به جون
خودم ایناهم ماشین خوب می خوان خونهی خوب می خوان تفریح میخوان
شخصیت می خوان اینا دلشون از همه پاک تره تا که همه چیز رو کیرمم
حساب نکنم تا کی زندگی تو این گهدونی برام مهم نباشه چرا من باید افسردگی
داشته باشم چرا باید بی اختیار گریه کنم چرا باید همه چیز رو تو خودم بریزم
چرا سخت ترین شرایطا برای ما ا چرا ما باید خود زنی کنیم چرا همه جا موعذبم
چرا فک می کنم ازافیم وقتی خوابم میبره چرا خواب نمی بینم چراهمه جا سیاهه.
همیشه لحظه شماری می کردم برای سال نو عیدی پدرو مادر از همه چیز
لذت بخش تر بود ولی الان سال نو بوی تنفر می ده بوی مرده می ده وقتی
کسی رو می بینم که خدارو ستایش می کنه تفو لعنتش می کنم نفرینش می کنم
از هیچ چیز خبر نداره انقد خوشه که هیچ چی حس نمی کنه چرا
پدر مادرم منو ترک کردن چرا منو نفرین می کنن بهم می خندن مگه من
شاخ دارم لباس نو برام ارزش نداره چون بوی کفنو دارم حس می کنم
تو خدا نیستی تو هیچی نیستی اثلا من بهت اعتقاد ندارم چون برای من بی ارزشی
پستی من به هیچ چیز اعتقاد ندارم هیچ کس هم نه می پرستم نه قبول دارم
بعد این دنیا هم دنیایی نیست میمیریم و میپوسیم از لاشه ی ما گلی سبز میشه
که خار نداره هیچ شیطانی وجود نداره ولی انقد ادمها بهش اعتقاد دارن
قبولش دارن و فکر می کنن که شیطان پروردگار ما هست که یک نیرویی
به وجود اومده که خیلی چیز هارو می تونه نابود کنه. اگر Black Metal نبود
من می مردم ای کاش نبود چون وقتی گوش می دم میرم به دوران (خلسه)
به جایی میرم که هیچ کس وجود نداره گناهی نیست ثوابی نیست ادم احمق نیست
خدا نیست پیامبران دروغین نیست شهوتو هزا تا چیز دیگه ای که این جا هست
یا چیزی که هستو این جا وجود نداره اونجا نیست فقط یک نور سیاهی هست که
چشمتو نمیزنه بوی همون گلی که گفتم از لاشهی ادمها سبز میشه میاد که مست
می کنه ترس و وحشت نیست چیزی نیست مه بهش فکر کنی خودتیو صدای
اهنگ .

8 Comments:

Anonymous Jon Schaffer said...

doroogh gofty... oonjoor ke gofty nabood... aslan ghaboolesh nadaram... to yahoo bishtar bahat sohbat mikonam

9:21 AM  
Anonymous Siavash said...

harfe man harfe toe kamran . gol kashty

9:53 AM  
Anonymous Ұ O Ұ O said...

Dorood Ba ! Ajab ! Man Omadam Inja Begam Ke Ba In CHIza Joz Kharab Kardane Halet Hich Sode Nadare Vasat In Haghighate Pesar Karesh Nemishe Kard To Nemituny Ba Kasi Be Jangy Behtaree Be Jaye In CHiza .. Be Noghad MosbaT Va Khobe Zendegi Negah Koni... Shayad Into0r Behtar Bashe .... Bedo0rd

9:54 AM  
Anonymous Ұ O Ұ O said...

Nemido0nam Ba Manam Mesl Khodet Bodams Vali Taze Fahmidma Bejaye Ke Bekhaye Be Ghodrate Khoda Va CHizaye Dige Pey Bebareee Behtare Zendegito Tebre Reval Mamol Begzaroonyyyyyyyyyyyyyyy Ya Hagh Ba !

9:57 AM  
Anonymous Ұ O Ұ O said...

Badam Aslan Badbakht Yani CHi ? To Kojat Badbakhte Akhe ! Hamontor Ke Khodet Gofte Be Tamam CHizaye Ke Man Khodam Arezesho Daram Reside DIge Moshkelet CHIye In Zaf Va Kam Tavany Toye Ke Khodet Do0st Dare Be Dalil Into0re Nesho0n Bedi Ye Amdae Mesl Man Hich Kodom CHizaye Ke To Kheyli Rahat Be Dast Ovrdaro Yek Omre Dare Talash Mikone Ke Be Dast Biyare ... Jalebis Injast Man Aslan Khodamo Badbakht Nemidunam Va Kheyli Ham Omid Daram Ama To ... Begzarimmmmmmmmmmmmmmmmmmmm Omidvaram Toneste Basham Manzo0re Harfamo To In Se CO0mnt Gofte Basham .... Chon Bahsesh Kheyli Tolanisye Age Bezarem Ta Se Roz Dige Vasat Minevisam Okay ! Bedo0rd Ba

10:13 AM  
Anonymous Joy Park said...

www.yahoo.com

12:15 PM  
Anonymous Iman said...

salam refigh harfaye hamishegi karish ham nemishe karish ham nemishe kard poste khobi bod khaste nabashi .
felan dige up nemikonam harfaye in yoyo:)) be kiret nagir hamishe maste ...

9:58 PM  
Anonymous Anonymous said...

ziya
یک پیشنهاد نه به خدای که وجود نداره فکر کنید نه به دنیا نه به هیچی بی خیالی حالا که کسی کمکت تو این دنیا نیست خودت فکر خودت باش
من میگم اگه خدای ایم باشه این دنیا را داده تا استفاده کنیم حالا که وضعمون اینطوری است به خاطر هم نوع خودمون همون چاپلوس های که با وجود آوردن شخیصتی به نام خدا دادن دست
همه و ما هم وقتی به خدا فحش میدیم یعنی به هیچی فحش میدم در مملکت خدمون هم به بتدرین وضع معلومه بهتره در هر موقعیتی که هستید بهترین حال و استفاده را بکنید یا میتونید فکر کنید تا دیومنه شوید و از چیز های دنیا استفاده نکنید وزیر خاک بمیرید ودر آخر هم وبلاگ خوبی داره ولی
فیلتره دو ساعت طول کشید بیام تو
کلا این نظریه من بود

12:01 PM  

Post a Comment

<< Home